خسته

خسته ام و چشمام باز نمیشه اما خوابمم نمی بره ! شب سختی بود دیشب ! و من به تنهایی اونو پشت سر گذاشتم. تمام بدنم درد می کنه و گاهی دلم می خواد یه دل سیر گریه کنم اما باز نمی خوام بشکنم و بیفتم به غرغر!

حالا می فهمم چرا همه می گفتن ایرانیا تو خارج از کشور بدن و .... واقعا حالا به همین نتیجه رسیدم ....


وقتی دوست و هم خونه ایه آدم بخواد بره پشت سر آدم کلی  صفحه بزاره و ذهن همرو نسبت به آدم منفی کنه ... دیگه از غریبه چه انتظاری میره ! دیشب حس می کردم رفتار یه سری از دوستام عوض شده و کاملا مشخص بود که علتش چیه !

نمی دونم واقعا اینا چرا نمی خوان بزارن مثل آدم زندگیمونو کنیم و درس بخونیم ! این هم شد دوست آخه !

بخصوص از یکیشون گله دارم که بچه های اینجا رو می شناسه و باز هم ....


واقعا خدا بهم صبر بده که دو سال باید اینا رو تحمل کنم !


نظرات 3 + ارسال نظر
مملی ست جمعه 9 مهر 1389 ساعت 08:50 ق.ظ http://www.gms1.mihanblog.com


گیم موزیک ماهواره
www.gms1.mihanblog.com

علی اکبر جمعه 9 مهر 1389 ساعت 09:12 ق.ظ http://hamshahrijavan.blogsky.com

سلام
خوبی؟
خسته نباشی ..
شاعر میگه:
دوستی با هر که کردم خصم مادرزاد شد
آشیان هر جا نهادم خانه صیاد شد
..
اینجور موقع ها دیگه غریبه و اشنا معنی نمیده .. نارفیقی تو دوره زمونه ما بیداد میکنه ..
امیدوارم بتونی مشکلاتت رو حل کنی .. اینها همش تجربه میشه ..

موفق باشی

پرهام کوهکن زاده یکشنبه 11 مهر 1389 ساعت 12:49 ق.ظ http://www.meandmyself.com

می دونی ما ایرونی ها آدم های خیلی جالبی هستیم،تا جایی که بشه سر هم کلاه می ذاریم،زیر آب همو می زنیم،همو خراب می کنیم،اما اگه مثلاً یه خارجی سر یه ایرانی کلاه بزاره،هممون می خوایم خارجی رو بکشیم و تیکه تیکش کنیم که چرا سر یه هموطن ما کلاه گذاشته،از من به شما نصیحت چون تجربه ی زندگی و تحصیل مدل شما رو داشتم بهتره بری با غیر ایرانی ها همخونه بشی ،هم اعصابت راحت تره،هم یه سری حرمت هارو نمی شکنن،از اون طرف هم زیادی با آدم احساس صمیمیت نمی کنن که به خودشون اجازه بدن تو کارات دخالت کنن یا پشت سرت حرف بزنن،کلاً ما ایرانی ها واسه ی همه مادریم و واسه ی خودمون زن بابا

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد